دروغ بزرگترین اهریمن جهان است. هربار که دروغ می گوییم ، هر بار که ماسکی به صورت می نهیم که با آن کسی که براستی هستیم متفاوت است، به شخصیتی جدید تولد می بخشیم که وجودی مستقل در درون ما می یابد، به درون تاریکی درون ما می خزد و در آنجا می ماند تا زمان خروج دوباره اش فرا رسد. هر بار که عملی جز صادقانه ترین کاری که می دانیم و می شناسیم، انجام می دهیم، بخشی از تمامیت ما می شکند. پس از سالها دروغ گفتن به خود و دیگران هیچ چیز از ما نمی ماند مگر مجموعه ای ترسناک از شخصیتهایی که به آنها بدل شده ایم و خود حقیقی ما هیچ یک از آنها نیست.
زیستن در دروغ ما را می شکند و در این تکثر خُرد می شویم و گم خواهیم شد. نه می توانیم براستی عاشق شویم و نه شادمانی را خواهیم یافت.
"راستی" معنایی وسیع تر از دروغ نگفتن را در خود نهفته دارد. زیستن در راستی ، پاسداری از تمامیت خویشتن خویش است و تنها راه برای عاشق شدن و رسیدن به نور درون.
نبرد با این اهریمن و بیرون کشیدن تک تک هیولاهای درونمان از گوشه تاریکشان و بازیافتن خویشتن خویش یک راه بیش ندارد ... یک نفر بودن و در راستی زیستن!
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر