در سروده مقدس زرتشت گاتها هات 29 به این داستان کوتاه بر می خوریم که "گوشورون" فرشته نگاهبان حیوانات، درمانده به بارگاه اهورامزدا می رود و می گوید: "من را از چه رو آفریدی وقتی ظلم بدکاران بر حیوانات پایانی ندارد!"
اهورا مزدا از اردیبهشت که تجسم راستی و نظم جاویدان اوست می پرسد "کدامین آفریده را نگاهبان حیوانات قرار دهم ؟" و اردیبهشت در پاسخ می گوید: "با وجود آدمیان دروغ پرست و دیوان، حیوانات هیچ نگاهبانی نخواهند داشت."
آنگاه اهورامزدا از بهمن که ترجمان خرد و اندیشه نیک هورمزد است همان سوال را می پرسد. بهمن در پاسخ "زرتشت" را برمی گزیند و زرتشت در پاسخ می گوید: "ای اهورا! اکنون برای پاسداری خواست تو ایستاده ام"!
در این اسطوره که چهارصفحه از اوستا را به خود اختصاص می دهد هدف انسان آگاهی یافته (زرتشت) نه تسلط بر حیوانات که نگاهبانی از آنان تعریف می شود.
این رسالت را زرتشت در شرایطی می پذیرد که حتی ایزد نگاهبان جانداران نیز از دست شرارت همین انسان به اهورامزدا شکایت برده است که توان نگاهبانی از حیوانات را در برابر اینهمه ستم و شرارت انسان ندارد و جالب آنکه اردیبهشت (ایزد نظم و راستی جهان) نیز نومیدانه او را تایید می کند و انسان را شایسته این نگاهبانی نمی داند و تنها بهمن (تجسم اندیشه نیک اهورامزدا) است که به زرتشت اعتماد می کند و از هورمزد می خواهد که زرتشت را به نگاهبانی از حیوانات برگزیند تا او شرارت آدمیان را بازدارد.
جایی که راستی و نظم ازلی و ابدی جهان با تردید به انسان می نگرد و تنها اندیشه نیک هورمزد تصمیم می گیرد رسالتی را به انسان بسپارد که حتی ایزد نگاهبان حیوانات نیز توان اجرای آن را در خود نمی بیند. هزاران سال گذشته و هنوز حیوانات از ستم آنکه بار مسئولیت و نگاهبانی از آنها را بر دوش دارد پناهی ندارند.
در این داستان سخن از آزارندادن حیوانات و یا مهربان بودن با آنان نیست بلکه مسئولیتی بسی سنگین تر بر دوش انسان است. پاسداری و حمایت از حیات و جانداران و نشستن در جایگاه ایزد حامی حیوانات.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر