در قلب فلسفه ی افلاطونی تعالی گرایی وجود دارد و تعالی گرایی ، اعتلای جهان است از آن چیزی که هست به آن چیزی که میتواند باشد.
در اندیشه افلاطونی فرم ها والاترین حقایق هستند و قابل درک با عقل حسی و عقل استدلالی ما نیستند اما میتوانیم آنها را با تمامیت ذهنی خود درک کنیم . ذهن ما توان تعالی یافتن به جهان جاودانه ی ایده آل ها را دارد و ما با درک آن فرمها و ایده آل ها و مغلوب شدن به آنها میتوانیم حقیقت آنها را درک کنیم و نه فقط آنها را در جهان درون خود بلکه در جهان بیرون هم محقق سازیم و با تحقق جهان ایده آل ها در جهان محسوسات است که جهان سایه های ما مدام حقیقی تر می شود تا جایی که سرانجام سایهها رخت بر خواهند بست و جهان فرم به تمامی خودش را آشکار میکند.
ذهن ما میتواند جهان فرمها را درک کند ولی نمی تواند فرم ها را تصاحب کند . حیطه ی فرم و ایده از هر دوی عقل حسی و استدلالی فراتر میرود به این دلیل که نه اندیشه است و نه چیزی مادی، بلکه ساختاری است که به تمام اندیشههای ما و آن چیزی که در جهان بیرون از ما وجود دارد شکل میدهد و اتحاد میان آنها را امکانپذیر میکند و به همین دلیل است که جهان را در پرتوی وجود این فرم ها درک می کنیم.
در نگرش افلاطونی، پیشرفت، نه تولید ذهن ما بلکه نتیجه درک عمیقتر ما از ایده آل هایی است که ابدی و ازلی هستند ، پیش از ما بودهاند و با نابودی ما هم از میان نمی روند.
آنچه برده داری را نفی میکند و آزادی و استقلال اندیشه را طلب میکند ، نه باور ما از اندیشه آزادی، که اندیشهی ایده آل آزادی و فرم نهایی و جاودانه آزادی است که نقص و هر آنچه پایین تر از خود است را آشکار میکند .
در حقیقت به باور افلاطون این جهان فرم هاست که به ما این امکان را میدهد که نقایص جهان مادی را مورد شناسایی قرار دهیم .
در اندیشه افلاطونی انسان متعلق به جهان فرم هاست و لوگوس ، بارقه ی آن نور و حقیقت در وجود انسان است. انسان با ورود به غار محسوسات یا همان جهان مادی ، جهان فرمها را فراموش می کند اما میتواند با کمک آن بارقه ی نوری که در درون دارد و با به یاد آوردن دوباره جهان فرمها و صعود به آنها خویش را آزاد کند و این هدف و معنای زندگی انسان است .
هدف فلسفه افلاطونی این است که به هر یک از ما نشان دهد هدف و حقیقتی در زندگی وجود دارد که بزرگتر و بالاتر از ماست و میتواند به زندگی هر یک از ما معنا ببخشد و ما را در تحقق جهانی بهتر یاری کند.
آیدین آرتا
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر