در حیات فردی ما که در بستری از وقایع خارج از خواست و حتی درک ما قرار دارد،حوزه ی آزادی و اراده ی ما کجاست؟
فلسفه ی رواقی که برای پنج قرن یکی از نیرومندترین مکاتب فلسفی در یونان و روم بود،به ما می آموزد هرچه بیشتر به آنچه خارج از وجود ماست بها دهیم،کنترل کمتری بر زندگی خود خواهیم داشت واز این رو بنیادی ترین وظیفه ی ما در زندگی بر این توانایی ساده تمرکز دارد که بتوانیم جدا سازیم آنچه در خارج از وجود و کنترل ماست و آنچه را با اراده ی خود بر میگزینیم و بر آن کنترل داریم وبکوشیم تغییر دهیم آنچه را میتوانیم تغییر دهیم و با آرامش بپذیریم آنچه را نمیتوانیم تغییر دهیم و به خِردی دست یابیم که تفاوت میان این دو را درک کنیم.
انسان رواقی آزادی را در درون میجوید.این آزادی اگرچه نمیتواند انسان را قادر به تغییر آنچه از پیش تعیین شده سازد،اما اورا قادر میسازد با آزادی و آگاهی کامل به وقایع پاسخ دهدو تاثیر آنها را بر شادی اش کنترل کند.در اندیشه ی رواقی شادمانی و لذت نتیجه رهایی از همه ی آن چیزیست که میتواند ما را گسسته و غمگین کند؛شادی راهی ست که از درون ما آغاز شده و در جهان بیرون امتداد می یابد.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر