در هر جامعه ای ، دولت و حاکمیت سیاسی نمادی است از"کهن الگوی پدر"! و پدر آرمانی تجسمی است از نظم ، حمایت و قدرتی که آمیخته با توجه و مهر است.

اگر فساد ، استبداد ، بی رحمی، بی توجهی و خشونت رسم پدر گردد، خانه نیز سرشار خواهد شد از فساد و تباهی و بی رحمی و بی توجهی و خشونت .

چنین جامعه ای هرگز راهی به بالندگی ، پویایی و اعتماد بنفس نخواهد برد و پیوندهای فرزند و پدر نیز ناگزیر سست تر خواهند شد.

آنگاه که روحهای مردمان، رنجور و سینه هایشان دوزخ خشم باشد ، حتی اگر  سکوت همه جا را فرا گیرد و بر همگان سلطه یابد، ولی هرگز نمی تواند حتی نمایشی مصنوعی از توازن و هارمونی حقیقی اجتماعی باشد و از دل چنین جامعه ای نیز هرگز جامعه ای شاد، پویا ، خلاق و قدرتمند زاده نخواهد شد.

در زیر پوست این سکوت، فساد تا بطن روح مردمان جامعه گسترش خواهد یافت و "پدر" نیز ، آن را در زمانی که باید در نخواهد یافت و در نتیجه سرانجام ساختار مصنوعی نظم تحمیلی به جامعه به زودی از هم خواهد پاشید و آشوب فراخواهد رسید.

حاکمیتی که از انرژی پدرانه خود گسسته است، نه تنها جان انسانها و جامعه بلکه طبیعت سرزمین خود را نیز رنجور و بیمار خواهد ساخت و از دل این گسست و بی توجهی و فساد، طوفان نوح فرا خواهد رسید. طوفانی که همه چیز را ویران خواهد ساخت.

سرنوشت محتوم چنین جامعه ای جنگ است و آشوب و بلایای طبیعی، اگر که فرصت اندک برای متوقف کردن اژدهای آشوب و طوفان نوح که در پیش است از دست برود.

تاریخ معاصر ما از دوره ای بسیار حساس و پر درد عبور می کند و این مهم است که در این لحظات سخت بدانیم که در کدامین سوی این تاریخ ایستاده ایم.
رنجی که بر زنان سرزمین ما می رود تنها از سکوت و پذیرش تک تک ماست که امکان غلبه بر تاریخ را می یابد. تاریخی که روزی ، ما مردمان این زمانه را قضاوت خواهد کرد.

هرگز اجازه ندهیم که سکوت، انتخاب ما باشد وقتی که قلب ما با صدای رسا با ما سخن می گوید!

آیدین آرتا