در این سیاره تاریک زمین تنها یک مهمان خواهی بود مگر آنکه بی وقفه مردن و باززایش را تمرین کنی. "گوته"

ما در طول زندگی به تدریج در خواهیم یافت که فرایند مرگ و باززایش نه یک بار بلکه بارها و بارها در زندگی ما تکرار می شود. ما بارها در طول زندگی خود در وضعیت پررنج، بی پناه و تنهای یتیم قرار می گیریم و سرانجام رنج مرگ خویشتن و گذشته خود را با درد و رنج تجربه می کنیم تا تولد بخشیم به فردا و آن خویشتنی که ناگزیرکامل تر از دیروز است. حتی اگر در برابر این مرگ مقاومت کنیم زندگی در گذر سالها ما را به سوی آن هدایت خواهد کرد و رنج خویش را از ما دریغ نخواهد داشت.

آکیلوس حماسه سرای بزرگ یونانی اینگونه ما را به این رنج ناگزیر بشارت می دهد که "آنکه می آموزد ناگزیر از رنج است. رنجی که حتی در خواب قطره قطره بر قلبمان فرو می افتد تا آن زمان که در اندوه و ناامیدی مطلق خویش و برخلاف آنچه میل و آرزوی ماست دریابیم خرد نهفته در این رنج بی پایان را !»

آنکه در جستجوی حقیقت است در این راه شجاعانه به استقبال رنجهای خود می رود و رو در روی خویشتن خویش می ایستد و ندا بر می آورد که "همه آنچیزی که هستم را ویران کن و به من چیزی بهتر ببخش" زیرا می داند که برای تولد بخشیدن به آنچه می توانیم باشیم ولی نیستیم ، باید بتوانیم با آغوش باز گام در راه مرگ همه آنچیزی که هستیم بگذاریم ، زیرا تنها کسی رستاخیز فردیت خود را تجربه می کند که رنج مرگ و ورود به جهان زیرین را به جان پذیرفته باشد.

من یک یتیم هستم Orphanus Sum عبارتی است که کارل یونگ بر سنگی در برابر خانه خود حکاکی کرد. تنها کسی می تواند به بلوغ بیان "من یتیم هستم" برسد که آماده باشد مسئولیت تنهایی و بی پناهی خود و رنج گام گذاشتن در مسیر فردیت را با شهامت بپذیرد.

قسمت نخست و دیباچه جلسه پنجم که با مروری بر جلسه گذشته و کهن الگوی یتیم آغاز می شود نگاهی دارد به اینکه چرا رستاخیز و باززایش در ذهن بشری به یک کهن الگو بدل گشته است و چرا باززایش چیزی گسسته از چرخه حیات و مرگ و تقابل ازلی و ابدی نظم و آشوب نیست و چگونه این کهن الگوی بنیادین در ذهن بشری در اسطوره ها، داستانها و افسانه ها و هنرهای تجسمی و ادبیات و سینما بازتاب یافته است.

امیدوارم که بخش اول جلسه پنجم مورد توجه و استفاده همه دوستان و همراهان قرار گیرد.

با سپاس،
آیدین آرتا
https://www.youtube.com/watch?v=JtroYC_KGJU