در اسطوره های یونانی آنتئوس (به معنای رقیب) غولی است که مادرش گایا (الهه زمین) و پدرش (پوسیدون) خدای دریاها بود.

آنتئوس راه بر رهگذران می بست و از آنها می خواست میان مرگ و یا کشتی گرفتن با او یکی را انتخاب کنند. در گذر سالها قهرمانان زیادی تلاش کردند تا او را شکست دهند و در این راه جانشان را از دست دادند.

آنتئوس هرکه را شکست می داد می کشت و از جمجمه اش در ساخت معبدی برای پوسیدون پدر خود بهره می برد. او شکست ناپذیر بود نه به خاطر قدرت خود، بلکه برای رازی که هیچ قهرمانی از آن باخبر نبود.

آنتئوس هیچگاه شکست نمی خورد زیرا تمام قهرمانانی که با او مبارزه کردند تلاش کردند او را بر زمین بزنند و "زمین" مادر و سرمنشا قدرت او بود.

او به آنها اجازه می داد خاکش کنند زیرا این جایی بود که از آن نیرو می گرفت. او با نیرویی مضاعف برمی خواست و رقیب خود را از میان بر می داشت.

آنتئوس از خاک نیرو می گرفت و چنین بود که همه قهرمانان را کشت تا سرانجام راه را بر هرکولس بست. هرکول راز او را دریافت و به جای بر زمین زدن ، او را از زمین برکند و کمرش را در آسمان شکست.

آن راهزن بی رحم و فریبکار وقتی در تماس با زمین نبود هیچ قدرتی نداشت و هرکول او را از زمین برکند.

آنچه را که از حضیض و پایین نیرو می گیرد نمی توان در سرچشمه قدرت خود و با روش خودش نابودش ساخت.

آنتئوس را تنها می توان از زمین برکند و در آسمان و فرازی شکست داد که در آن هیچ قدرتی ندارد.

هيچ تاریکی در جهان با تاریکی مغلوب نشده و تنها خود را تداوم بخشیده است. این تنها فراز است که آن را که بسته حضیض فرود است از قدرت تهی می سازد و به قدرت ویرانگر او پایان می بخشد.

آیدین آرتا