🪻در آستانهٔ سال نو، آرزوی من برای میهن و هممیهنانم این است که فردایی را ببینیم که در آن، همهٔ بیرحمیها و قساوتهای این سالیان به موزههای تاریخ سپرده شدهاند؛ روزی که مجازات اعدام، نقض کرامت انسانی، خشونت سیستمیک، پایمال شدن حقوق شهروندی، نابرابری نهادینهشدهٔ اجتماعی، فقر، و فرسایش منابع انسانی و طبیعی سرزمینمان، تنها خاطراتی تلخ و درسهایی عبرتآموز از گذشته باشند.
ملتی با تاریخی سرشار از شعر، عرفان، فلسفه و مدارا، سالیان دراز قربانی بیخردی، انسانستیزی و خشونتی شد که با روح تاریخی و جانِ فرهنگی او بیگانه بود.
اما من ایمان دارم که فردای ایران روشن است. به روشنی آفتاب نیمروز، من آینده ای را میبینم و با همهٔ جان در انتظارش هستم؛ که بخش بزرگی از ۱.۴ تریلیون دلار سرمایهٔ ایرانیان در سراسر جهان به میهن بازگردد، بیست هزار دانشمند نخبهٔ ایرانی و صدها هزار پزشک، مهندس و متخصص ایرانی با تجربههایی جهانی به ایران بازگردند، و میلیاردها دلار سرمایهگذاری خارجی، چهرهٔ صنعت، تولید و زیرساختهای کشور را دگرگون کند.
روزی که درآمد گردشگری ایران از حدود یک میلیارد دلار در سال، به سطح کشورهایی چون ایتالیا و ترکیه و دهها میلیارد دلار در سال برسد و این سرزمین، جایگاه شایستهٔ خود را در اقتصاد و فرهنگ جهان بازیابد.
این رؤیا نیست؛ حقیقتی ممکن و دستیافتنی است. حقیقتی که در آن، سطح زندگی هر ایرانی در فاصلهای نهچندان دور، چندین برابر میشود، مهاجرتِ معکوس دیاسپورای ایرانی آغاز میگردد، و تاریخ ایران شاهد جهشی خیره کننده خواهد بود که هیچ ملتی در هیچ نقطه ای از تاریخ مشابه آن را تجربه نکرده است.
آینده ای که در آن وقتی به گذشته بنگریم دریابیم که تمام رنج این سال ها، طرح شگفت انگیز تاریخ برای ایجاد تحولی بی مانند در ایران بود که به جز عبور از این دالان تاریک ممکن نمی شد. آتشی که از خاکستر آن ققنوس ایران برخواهد خواست.
آینده ای که در آن، ایران در شمار بزرگ ترین قدرتهای بزرگ نوظهور صنعتی و اقتصادی جهان قرار خواهد گرفت.
در فردای روشن ایران، فرهنگ و هنر ایرانی با چنان نیرویی شکوفا خواهد شد که نفوذ فرهنگی ایران را از مرزهای جغرافیاییاش فراتر خواهد برد و ایرانِ فرهنگیِ بزرگ بار دیگر در قامتِ یک نیروی الهامبخش در جهان از خاکستر خود برخواهد خواست.
آیندهای که در آن، این نیم قرن تلخ، تنها به صورت پاورقیای عبرتآموز در تاریخ هزاران ساله ایران برای نسل های آینده باقی خواهد ماند. نیم قرنی که نه تقدیر یک ملت، بلکه به عنوان درسی فشرده برای تحولی بزرگ در کتاب های تاریخ خوانده خواهد شد.
من با تمام وجود می دانم و ایمان دارم که ما از این تاریکی عبور خواهیم کرد، و آن لحظهٔ دردناک که همه مرگِ کرم ابریشم را انتظار می کشند، آغاز تولد پروانهای خواهد شد که جهان را محوِ زیباییِ خیرهکننده خود خواهد ساخت.
نوروزمان پیروز، هموطن
پاینده ایران

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر