در اندیشه ی ارسطو حیات و روح موضوعات جهانی هستند که از نباتات تا انسان گسترده اند. انسان نیروهایی را از نباتات و نیروهایی را از جانوران در درون خود دارد.

ارسطو برای روح انسانی ساختاری در نظر می‌گیرد که از سه بخش اساسی تشکیل شده است:
در سطح اول یا سطح نباتی پایه ای ترین سطح حیات قراردارد و پایایی و بقای انسانی را تضمین می‌کند.
در سطح دوم خواستها و احساسات قرار دارند که ‌در جانوران دیده می‌شود.
در سطح سوم عقلانیت قرار دارد که تنها مختص انسان است.
این تقسيم بندی ساختار روان انسانی به سه سطح را امروزه هم می‌توان در روانشناسی تکاملی evolutionary psychology مشاهده کرد که مغز انسان را متشکل از سه سطح می‌داند: سطح اول ارکئوکورتکس یا حیات پایه ای،
سطح دوم پلئوکورتکس یا سطح جانوری مغز و سطح سوم یا نئوکورتکس که دربرگیرنده ی عقلانیت و خودآگاهی در انسان است.

در انديشه ی ارسطویی انسان موجودی عقلانی ست که تنها در صورتی به تکامل و سعادت می‌رسد که از عقلانیت خویش نهایت استفاده را ببرد. به باور او هر آنچه انسان بدان نیازمند است را در عقلانیت خود داراست و این اندیشه برخلاف نگرش افلاطونی است که باورمند به حقیقتی بزرگتر و فراتر از وجود انسانی است.

پس از افلاطون و ارسطو، این دو نگاه به روح انسانی در سنتهای مختلف فلسفی تاریخ تداوم پیدا کرده اند و می‌توان گفت نگرش های فلسفی تا امروز به مکاتب مختلف روانشناسی شکل بخشیدند همچنانکه باززایش اندیشه ی افلاطونی و ارسطویی را در شاخه های مختلف روانکاوی تحلیلی و نگاهی که به روح انسان دارند، می‌بینیم.

لینک دسترسی به ویدئو از کانال یوتیوب "گام هایی در روشنایی" :
https://youtu.be/f6P-L2Huh7M