چکیده ای از بخش سوم سمینار هفتم:
غلبه بر گسست ما از خویشتن و جهان جوهر اصلی عرفان و تجربه عرفانی است. روش اصلی خوانش سطحی و رسمی از اندیشه دینی همیشه بر جداسازی و جداکردن خویش از دیگرانی که چون ما نمی اندیشند استوار است (Path of renunciation) و در روشی متفاوت ، نگرش عرفانی از مسیر پیوستگی با خویشتن خویش، دیگر انسانها و موجودات و جهان هستی ما را به تحول از درون فرا می خواند (Path of Transformation).
در این راه که راه تحقق فردیت ماست، ما خود را از سایه های خود و روی زمین بودن جدا نمی کنیم بلکه با تمرکز بر تمامیت خود و پذیرش آن تحولی حقیقی را در خویشتن امکان پذیر می سازیم. ما در پیوندی عمیق با دیگر انسانها، موجودات و هستی بر گسست هستی خود پایان می بخشیم و آنچه را که در درون تحقق می یابد به جهان بیرون می بخشیم.
گسست به چهار دلیل اصلی مختلف رخ می دهد: ترس، نفرت، چسبندگی و بی تفاوتی. ما همیشه گسست و در مقابل آن پیوستگی را در سه سطح تجربه می کنیم. گسست و پیوستگی با خودمان، با انسان های دیگر و با دیگر موجودات و جهان هستی. مادر آرمانی The great mother مادر تمام حیات و آن نیروی حیات بخشی است که از تمام دوگانگی ها آزاد است و از همین رو به جریان انداختن انرژی آن در ساختار شخصیت می تواند ما را از دوگانگی ها بازگیرد و به گسست هستی ما پایان بخشد و ما را زا ترس، نفرت، چسبندگی و بی تفاوتی بازگیرد.
ادراک، ویژگی دیگر انرژی زنانه متوازن و مادر آرمانی است و به همین دلیل تحول روح انسانی با بیداری آنیما و تحول هر جامعه ای با بیداری زنانش آغاز می شود. کهن الگوی مادر آرمانی به ما کمک می کند تا نسبت به آگاهی جدید گشوده بمانیم و دریافت و پذیرش داشته باشیم. توان کل نگری، پذیرندگی و انعطلف پذیری، درون نگری، قدرت ادراک و تخیل و شهود و توان تفکر غیر خطی همگی هدایایی هستند که زنانگی متوازن به ما می بخشد.
اگرچه آگاهی مردانه با هشیاری و دانستگی در ارتباط است، این تنها آگاهی زنانه است که به خردی حقیقی دست می یابد چرا که از هر دوگانگی رهاست و با همه چیز یگانه است و می تواند دوسوی آگاهی را متحد سازد.

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر