برای مهدی یراحی
آیدین آرتا

ویکتور خارا صدای مقاومت مردم شیلی در تاریکترین سالهای استبداد بود. در ترانه مانیفستو (بیانیه) ، خارا از عشق و قدرت موسیقی و راز جاودانگی آن می گوید:

من برای عشق به خواندن نمی خوانم،
یا برای اینکه صدایم خوب است
من می خوانم برای اینکه گیتارم بوی بهار می دهد،
ترانه من از جنس همان نردبانی است
که با هم آن را می سازیم
تا به ستاره ها برسیم
ترانه ام برای همین خاک است،
و آنگاه که آینده فرا رسد،
آن ترانه ای همیشه تازه خواهند ماند
که از جنس شهامت باشد.

مهدی یراحی صدای شریف ایستادگی و امید مردم ماست. یراحی هنرمندی است که برای اعتراض به نابودی محیط زیست ایران احضار شده است و باز در اعتراض به آلودگی هوا با ماسک به صحنه کنسرت بازگشته است و ترانه خاک را خوانده است.

یراحی تجسم همدلی تسلیم ناپذیر مردم ماست. اوست که با پوشیدن لباس فرم کارگران معترض و زندانی به روی سن می رود و تنها یک روز پس از احضار توسط حراست دفتر موسیقی یکی از سیاسی ترین آثار سالهای اخیر موسیقی اجتماعی ایران یعنی پاره سنگ را منتشر می کند.

او یادآور مسئولیت اجتماعی هر یک از ماست. از اجرای رایگان برای حاشیه نشینان تهران تا کنش گری در حوادث طبیعی ، رنجهای اجتماعی مردمان این سرزمین و حوادث تکان دهنده سیاسی سالهای اخیر از آبان 1398 تا جنبش زن-زندگی-آزادی او پیوسته در مسیر راستی و در سوی درست تاریخ ایستاده است.
او را ممنوع الکار و ممنوع المعامله و بازداشت کردند ولی صدای او از تمام زندانهای تاریخ رها گشته است.

فلا کوتی هنرمند و فعال سیاسی نیجریه ای و از بنیان گذاران سبک آفروبیت که هنر خود را به سلاحی برای مبارزه با نظام سیاسی سرکوب در نیجریه بدل ساخت در عبارتی جاودانه می گوید: موسیقی سلاح آینده است.

فلا بهای سنگینی برای خواندن ترانه زامبی که آن را خطاب به ارتش بیرحم نیجریه خوانده بود پرداخت کرد. همانگونه که ویکتور خارا بهای شرافت خود را پرداخت ولی پس از نیم قرن آنها جاودانه شدند و صدا و ترانه آنها برای همیشه تازه خواهد ماند و به آینده خواهد رفت ولی پینوشه و نظامیان نیجریه در پشت دروازه های قرن بیست و یکم و در سوی تاریک تاریخ ماندند تا برای همیشه عبرتی باشند برای نسل های آینده ای که آگاه تر و آزادتر فراخواهند رسید.

مهدی جان، ترانه هایت بوی بهار می دهد و از جنس همان نردبانی است که از آن به ستاره ها خواهیم رسید.