بخش ششم:
همه آن زشتی و رنجی که در جهان می بینیم حاصل زندگی نسلهای بیشمار از پدران و مادران ما در گذشته و همچنین خود ما در همین امروز است که تاریکی های خود را از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهیم و برای فرزندان خود افسانه اهریمنی را می گوییم که بیرون از ما آدمیان است و در هر نسل می آموزیم که انگشت اشاره خود را به سوی هر کسی و هر جایی اشاره رویم به جز تاریکی درون خود.
هر انسانی که دست به سفر درون می زند و با صداقت و شهامت دست به سفر پرخطر درون می زند و با گذر از تاریکی درون خود سوی روشن خویش را بیدار می سازد و نور درون خویش را تحقق می بخشد سکون جهان و ستونهای تاریکی دنیای بیرون را به لرزه در می آورد.
هرچقدر ما سایه و سوی تاریک خود را چه به صورت فردی و چه سایه و سوی تاریک خود را به صورت جمعی به عنوان یک ملت بهتر ببینیم و با آن مواجه شویم، این سایه کمتر بر ما و سرنوشت ما حاکم خواهد شد.
فیلو الکساندریا فیلسوف یونانی مصری قرنها پیش چنین ما را پند می دهد که:
با همگان مهربان باش زیرا هر آنکس که تو می بینی مشکلی بزرگ و دردناک در زندگی خود دارد.
چنین نگرشی به ما توان با شفقت زیستن را می بخشد. مواجهه با سایه تنها یک دیدگاه در زندگی است نه یک دستور العمل مشخص و گام به گام زیرا این راهی فردی است که توسط هر فرد به شکلی متفاوت طی خواهد شد. این دیدگاه با نخستین گام پذیرش مسئولیت وجود سایه ای تاریک در درون خود شروع می شود و چون نگرشی که مانع از سقوط ما به تاریکی می شود تا پایان راه در کنار ما باقی می ماند.
هیچ کس با اندیشیدن به روشنایی به روشن بینی نخواهد رسید بلکه این طریقتی است که تنها با آگاهی از تاریکی طی خواهد شد. تا زمانی که ناخوداگاه را به هوشیاری نیاوری، او زندگیت را هدایت خواهد کرد و تو نام آن را سرنوشت خواهی گذاشت. "یونگ"
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر