بخش چهارم:
نکته این جاست که راه ورود به دوزخ گام به گام طی می شود و اگر هر گام خود را اگاهانه در زندگی بر نداریم و به گامهای خود ننگریم. روزی خود را در طبقه ای از دوزخ درون خواهیم یافت که مانند خواب زده ها راه خود را نیمه هشیار به سوی آن پیموده ایم.
پذیرش وجود سایه ای در ناخوداگاه به معنای پذیرش این است که اگر چیزی به نام تاریکی و پلیدی و اهریمن در جهان وجود خارجی داشته باشد این تاریکی و پلیدی و اهریمن موجودی بیگانه نیست بلکه از درون هر یک از ما آغاز می شود و در جهان بیرون تجلی می یابد. این ما انسانها هستیم که سلول سلول هستی این اهریمن را ساخته ایم و حیات ان را تداوم می بخشیم.
کلمه بودا خود به معنای کسی است که از میان همه این شبح های حقیقت حقیقت را دیده است و نگاهش از همه تاریکی ها عبور کرده است. در داستان بیداری بودا، او نخست با کاما و یا خواسته ها ی انسانی مواجه می شود و از آنها می گذرد. سپس با مارا و یا تجسم ترس مواجه می شود و از آن هم عبور می کند و سرانجام با وسوسه نهایی که وظیفه اخلاقی در برابر دیگران است مواجه می شود و به آن هم تسلیم نمی شود. سفر بودا به سوی روشن بینی را می توان سفر گذشتن او از تاریکی دانست. درست ماند لوتوس که برای رسیدن به نور باید از قلب مرداب بگذرد تا رو به سوی نور به شکوه شکفتن دست یابد.
اغلب ما فکر می کنیم که می دانیم چه چیزی در مورد دیگران غلط است و باید اصلاح شود. ما فکر می کنیم که می دانیم چه چیز آن بیرون غلط است و باید با آن جنگیده شود. یونگ معتقد است این نبرد را باید به درون ببریم زیرا تنها با پیروزی در این جنگ است که جنگهای بیرون به پایان می رسد. جایی که ما برای لحظه ای می ایستیم و می پذیریم همه آنچه در دنیای بیرون می بینیم و دوست نداریم در درون خود ما نیز هست و درست به همین دلیل است که می توانیم آن را ببینیم.
خطرناکترین خطای ما برون فکنی سایه خود بر دیگران است. این ریشه تمام خشونتها و جنگهای تاریخ ماست. برای همین است که آنکس که فریاد "اهریمن آن بیرون است او را بگیرید و بکشیدش" بر آسمان است در درون خود اهریمن خونخوارتر و بزرگتری دارد. آن که سوی تاریک خود را نمی بیند خود را معصوم ترین می داند، مانند سایکلوپس و هیولای یک چشمی است که همیشه حق به جانب است و همیشه انگشت اتهام را به سوی دیگران و دشمنان جهان بیرون می گیرد.
آلن واتز Alan Watts نویسنده، فیلسوف و شرق شناس بریتانیایی در جریان محاکمه آدولف آیشمنAdolf Eichmann یکی از فرماندهان آلمان نازی و ازاصلی ترین سازمان دهندگان کشتارها و فجایع بازداشتگاه آشویتس در جریان جنگ جهانی دوم در سخنانی با ارجاع به آموخته های خود از یونگ، چنین گفت:
من قطعا تا آخرین نفس با تاریکی آن تفکری که آیشمن آن را نمایندگی می کند خواهم جنگید ولی هرگز نخواهم پذیرفت که او را شیطان و یا تجسم تاریکی بدانم؛ زیرا من از یونگ آموختم که اگر دشمن خود را تجسم مطلق تاریکی و سراسر اهریمنی تصور کنم، خود از دیدن تاریکی درون خود باز خواهم ماند.
باطل خواندن آنکه در برابر ماست ناگزیر این باور خطرناک را در ما ایجاد می کند که ما سراسر برحقیم و شیطان خواندن آنکه بر علیه آن می جنگیم سرانجام ما را به توهم خود حقیقت بینی خطرناکی خواهد کشاند که خود ریشه سقوط انسانهایی چون آیشمن است.
آنگاه که آیشمن و فرماندهانش یهودیان را تجسم پلیدی و شیطان نامیدند، راه را برآن گشودند که باور کنند خود آنها تجسم نور و مبارزه با پلیدی اند و با وجدانی آسوده که ناشی از این خودفریبی بود به سربازان جوان خود گفتند که آرمان آنها پالایش جهان از هرآنچیزی است که ناپاک و شیطانی است و همین به آنها امکان توجیه هولناک ترین جنایتها نزد خویشتن داد.
اگر ما نیز از دیدن آیشمن و هیتلر درون خود ناتوان گردیم و تردید کنیم که هر یک از ما در زمان و مکان مناسب برای ظهور تاریکی خود ممکن است آیشمن، زندانبان آشویتس و یا سرباز اس اس و مجری دستور او باشیم، تنها چیزی که از تبدیل شدن به آنها کم داریم فرصتی برای اعمال قدرت و خشونت است.
امثال هیتلر ها و آیشمن ها در چنگال سایه خود گرفتارند بی آنکه هیچ چیز از اسارت خود در دستان این تاریکی بدانند. هیتلر در باور خود خویشتن را رهبر والامقام مردمان و نژاد برتر می دانست و آنچه از او جدا بود آن تاریکی بود که باید نابود می شد.
او توانست سایه ملت خود را بیدار سازد و اهریمنی عظیم را که از سوی تاریک تک تک مردمان او تشکیل شده بود از عمق دوزخ جانهای آنها فرا بخواند. هر ملتی سوی تاریکی دارد که رهبرانی که خود در چنگال تاریکی درون اسیرند می توانند آن سایه را بیدار سازند تا با کمک انها عمق و زرفای دوزخ را در جهان بیرون عمیق تر سازند و نیروهای اهریمنی حاکم بر جهان را نیرومندتر بی انکه حتی خود از آن با خبر باشند.
بخش چهارم:
۸۶۳ کلمهMultipart essay/series
این آدرس دائمی است و برای استناد قابل اعتماد است.
دریافت نوشتههای جدید
گاهی از انتشار نوشتههای جدید باخبر شوید.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر