به یاد نمی آورید ولی شما بیش از اینها را پیشتر آزموده اید. یا روسری یا توسری خلاقیت و سیاست امروز شما نیست.

راه ممانعت از اشتغال و ورود به ادارات دولتی، احکام شلاق و زندان، دستگیری، تحقیر و گرفتن تعهد، ضرب و شتم در خیابان، جریمه های سنگین بدل از حبس همه را پیشتر پیموده اید.

امروز هم شستن مردگان و کار اجباری به عنوان نظافتچی و خواندن کتاب و رونویسی از آن و مراجعه به روانشناس را هم اضافه کنید.
این مجازات‌های اخیر بیش از هر چیز ترسهای درونی شما و آنچه را خود سخت و دردناک می دانید آشکار می سازد. خواندن کتاب و نوشتن و شرافت خدمت به مردمان و مراجعه به روانشناس!

ولی نتیجه همه آن محدودیت‌ها و مجازات ها چه شد که فکر می کنید امروز نتیجه ای متفاوت خواهید گرفت؟

آنچه درک نمی کنید این است که غیرممکن است بتوان با زور، اراده آزاد و حق انتخاب انسانی را از او گرفت. اگر میشد بسیاری بیش از شما شیفته آن بودند و پیش از شما به نتیجه می رسیدند ، ولی نرسیدند.

اگر شما و یا هر کس دیگری مشتاقانه و با میل قلبی حجاب برسر کرده اید، دلیل آن اجبار نبوده، تنها این بوده که خود انتخاب کرده اید و یا در خانواده ای رشد یافته اید که پیش از شما حجاب توسط نسل قبل انتخاب شده و شما از کودکی آن را چون ارزش درونی ساخته اید.

جایی در کتاب یادداشت‌های زیرزمینی داستایوفسکی می نویسد:
به انسان بگویید انتخابی ندارد و تنها کلید پیانوست تا سر به جنون بگذارد و حتی خود و جهان را به آتش کشد تا ثابت کند که انسان هنوز انسان است و نه کلید پیانو! حتی اگر با قوانین علمی به او ثابت کنید کلید پیانوست، تهدیدش کنید و یا تا پایان عمر هدایتش کنید تا نتواند بیرون از محدوده قوانین شما خواسته‌ای داشته باشد، باز سر به عصیان خواهد گذاشت تا ثابت کند که انسان، انسان است و نه کلید پیانو!

این کشور زیبا و مردم خوب آن را برای این جنون بی حاصل تا مرز نابودی پیش برده اید، تنها برای نفهمیدن این که آزادی انسان شرط پیشین رستگاری اوست. حتی خداوند هم آزادی انتخاب را از انسان سلب نکرد تا در بهشت جاودانه اش سازد. اگر خود را برای آفرینشش تحسین کرد برای چه بود مگر خلق آفریده ای که بالاتر از فرشتگان جاودانه در بهشت حق انتخاب داشت.

در کنار داعش و طالبان و بوکوحرام این راه را تا پایان طی کنید و ببینید کدام در عرصه تاریخ خواهید ماند شما و یا آزادی انتخاب انسانی!

آیدین آرتا