اینکه ما چگونه خود را درک و تعریف می کنیم شاید مهمترین عامل برخورد ما با خود، دیگران و جهان بیرون باشد.

بعضی از ما خود را با  "دانسته ها"ی خود تعریف می کنیم و برابر می دانیم. آنچه با اطمینان می دانیم کسی را که هستیم تعریف می کند.  هرچه باور ما به دانسته هایمان، آموخته هایمان و باورهایمان قوی تر و پرسش ناپذیرتر باشد، بیشتر ایدئولوگ هستیم زیرا فارغ از اینکه چه باوری داریم دگمای نیرومند تری ما را هدایت می کند و هرچقدر مطمئن تر به این دانسته ها باشیم خشک مغزتر و خودکامه تریم.

بعضی از ما که خود را با "ندانسته ها"یمان تعریف می کنیم، جستجوگران حقیقتیم ولی این نادانستگی، بی باوری و سیالیت می تواند ما را به هر گوشه ای پرتاب کند و به دشواری هویتی قابل استمرار و اتکا می آفریند. اگر اجازه دهیم که به هر سو پرتاب شویم نه سالک حقیقت که سرگردانی در آشوب  خواهیم بود.

بعضی از ما خود را با "پیروزی ها و داشته ها"یمان تعریف می کنیم و در سکون تعریف خود تمام خواهیم شد و بعضی از ما سرخورده در نهایت خود را برابر با "شکستها و مصیبت ها"یمان  می دانیم و با این برابری در پوچی و ناچیزی سقوط خواهیم کرد.

درک عمیق اینکه ما نه دانسته های خود هستیم ،نه نادانسته های خود، نه پیروزی ها و داشته های خود و نه رنجها و شکستهای خود، به ما این امکان را می دهد که نه در ایدئولوژی سقوط کنیم و نه در ندانم گرایی و سرگردانی و نه در سکون و نه در نیهیلیسم!

دنیا پر از است از آنها که فکر می کنند می دانند، مردمانی که بر خود می لرزند که هیچ نمی دانند، آنان که مفتخر به داشته ها و پیروزیهایشان کور شده اند و آنها که در برابر شکستها شکسته اند و سرخم کرده اند.

در این میان تنها اندکی به یاد دارند که "خود حقیقی من" آن است که تمام اینها را به هم پیوند می دهد ولی به هیچ یک از آنها فروکاستنی نیست. آن پیوستار در مرکز هستی من است که می آموزد، به نادانسته قدم می نهد ، به دست می آورد ولی باز نمی ایستد، شکست می خورد ولی پس از هر سقوطی بر می خیزد و پس از هر مرگی باز زاده خواهد شد.

به یاد داشته باشیم که من نه دانسته های خود هستم و نه قابل فروکاستن به ندانسته های خود، نه در داشته ها و گذشته خود خلاصه می شوم و نه در شکستها و نداشته های خود تمام خواهد شد. من آن پیوستاری هستم که از کودکی تا امروز از بسیاری از اینها گذشته ام و باز خواهم گذشت. چیزی در ماست که هرگز محدود در زمان و مکان نیست و آنچه آن را من می خوانیم لحظه ای محدود از آن در این لحظه و این مکان است.

آیدین آرتا