این متن کوتاه که چندی پیش نسخه اولیه آن را نوشته و بازخوانی کردم بازتابی است از عمیق ترین باورهای شخصی من که در زندگی ویلیام گَریسون انسان بزرگی که برای بسیاری حتی در جهان خویش ناشناس است تحقق یافته است.

شاید دوستانی که سه ماه پیش در اولین روزهای آغاز این صفحه همراه ما بودند نسخه اولیه این فایل را شنیده باشند. در نسخه جدید که کیفیت فایل صوتی در آن بهبود یافته، من تصاویری تاریخی و مرتبط با هر پرده از زندگی گریسون را با نوشته همراه کرده ام و هم فایل را به صورت MP4 و هم نسخه PDF جدا از کانال یوتیوب برای دوستانی که در ایران به یوتیوب دسترسی ندارند به اشتراک خواهم گذاشت.

همچنین سه عبارت به یاد ماندنی از گریسون و دو عبارت از تامس پین را که من در قلب باورهای شخصی خود نشانده ام در ادامه با دوستان به شکل جداگانه به اشتراک می گذارم.

ویلیام لوید گریسون نخستین کسی بود که با چاپ روزنامه لیبراتور (رهایی بخش) با دستانی خالی جنبش ضد برده داری در امریکا را آغاز کرد. امروز همه ابراهام لینکلن را می شناسند ولی نقش بزرگ او در این جنبش کمتر شناخته شده است. برای من گریسون نماد "یک نفر" هایی است که در هر جامعه ای خود را به دروغ جامعه خود تسلیم نمی کنند و مسئولیت یک نفر بودن را با همه رنجهای آن قهرمانانه می پذیرند. در فرایند نهضت مبارزه با برداری گریسون از نخستین کسانی بود که این نهضت آزادی بخش را آغاز کرد و در این مسیر ، مبانی مبارزه خود را طراحی کرد، منابع مورد نیاز را یافت، نیروهای موثر را گردآورد و بحث را به جریان انداخت، مشعل جنبش را روشن کرد و نهایتا ملت خود را به سوی از میان برداشتن برده داری رهبری کرد.

گریسون در عصری که کلیسا هنوز از مخالفت با برده داری سرباز می زد و اجازه نمی داد کشیشان علیه آن صحبت کنند گریسون در سرمقاله نخستین شماره روزنامه اش لیبراتور با شجاعت و صراحتی بی نظیر در محکوم کردن برده داری چنین نوشت:

از من نخواهید که با مصالحه بنویسم! من سخت چون حقیقت و بی مصالحه چون عدالت خواهم بود. من با ملایمت نخواهم اندیشید، سخن نخواهم گفت و نخواهم نوشت. نه! به آن مردی که خانه اش در آتش می سوزد بگویید به آرامی دیگران را خبر کند و یا به او بگویید با ملایمت همسرش را از دست آنکه او را با زور از خانه ربوده نجات دهد و یا به مادری بگویید به آرامی فرزندش را از آتشی که در آن سقوط کرده برگیرد ... پس به من نگویید که در چنین هنگامه ای که پیش روی ماست به آرامی سخن بگویم. من صادقانه برخاسته ام، با لکنت سخن نخواهم گفت. من از کسی پوزش نخواهم خواست و حتی یک قدم عقب نخواهم نشست و به شما اطمینان می دهم که شنیده خواهم شد.

آیدین آرتا