این متن در سه پست ارسال شده است : پست/ صفحه دوم (2/3)

و اما سخن پایانی و پرسش من از هموطنانی که تصمیم به رای دادن گرفته اند.

من پیشتر این را روشن کرده ام که در ساختار حاضر، من نماینده اصلاح طلبان در این انتخابات را گزینه ای مناسب برای تغییر تدریجی از آن منظری که رای دهندگان به آن باور دارند می دانم. قطعا این مقایسه ای نسبی است با اصلاح طلبانی که امکان حضور در عرصه قدرت سیاسی را دارند، وگرنه حداقلی ترین انتخاب شخصی من نیز هرگز در انتخاباتی با ساختار حاضر نمی تواند خود را آزادانه در معرض رای مردم قرار دهد.

کسی که می خواهید به او رای دهید در داخل همین نظام است و به خوبی می دانید که احتمالا اکثریت شمایی که میخواهید به او رای دهید، از نامزد منتخب خود اندیشه های پیشروتری دارید و از او اصلاح طلب ترید.
با این وجود او صراحت و سلامت مالی و بیان روشن تر و صادق تری از سایر اصلاح طلبان هم قطار خود دارد و اگر تغییر تدریجی یک امکان حقیقی باشد، می توان از مسیر این حرکت از رای دادن به او دفاع کرد.
ولی پرسش اساسی من از شما این است که آیا هست؟ آیا تغییر در ساختار سیاسی و رویکردهای مدنی و فرهنگی را از این مسیر به راستی ممکن می دانید؟

من بیشتر مقالاتی را که فعالان اجتماعی طرفدار رای دادن نوشته اند خوانده ام و شاکله کلی آنها تکیه بر این است که این یک امکان است که عقل و منطق می گوید که باید از آن بهره گرفت. این تنفس مصنوعی به ایران است برای اینکه زنده بماند و دلایلی مشابه این.

پرسش بنیادینی که به آن پاسخ داده نمی شود و خود اصلاح طلبان نیز به آن پاسخ نمی دهند این است که آیا بالاخره آنچه در سال 88 اتفاق افتاد، واژگون ساختن نتیجه انتخابات در فاصله یک خواب و بیداری بود یا نبود؟

هنوز نماینده شما و منتخب مردم نزدیک به 14 سال است که در حصر و زندان خانگی است. هزاران نفر به دلیل اعتراض به آن انتخابات و نتیجه آن دستگیر و زندانی شدند. آیا بالاخره آن انتخابات تقلب در انتخابات بود یا نبود؟ و اگر باور دارید بود، که به باور کسی که از رهبران جریان شما و نماینده منتخب شما و مردم بود، هنوز بر این باور است که بود! از کجا می دانید که نتیجه این انتخابات چیزی متفاوت خواهد بود؟

اساسا چرا وقتی نزدیک به بیست سال تلاش شده که شما را از ساختار قدرت به هر شکلی خارج کنند و رهبران شما در حصر و محدودیت اجتماعی هستند ناگهان اینقدر متحول شده اند که به این نتیجه رسیده اند اصلاحات برای جامعه و حاکمیت خوب و ضروری است و برای آنهم حتما به شما و بازگشت شما به قدرت نیاز است؟ آیا این برای خود شما کمی غیر قابل باور یه نظر نمی رسد؟ آنهم درست پس از تحریم گسترده انتخابات مجلس؟

احتمالا از اصلاح طلبان پاسخی روشن و قانع کننده نخواهیم شنید. ولی من از شما هموطنم که تصمیم به رای گرفتن دارید می پرسم که در مورد انتخابات سال 88 و نتیجه آن چه فکر می کنید؟

قطعا روزنه ای برای تغییر خوب است ولی چه چیز شما را به این باور رسانده که این رای با آن رای متفاوت خواهد بود. و چرا این روزنه را می گذارند امروز گشوده شود و دیروز آن را بستند.

اگر فردای انتخابات بیدار شوید و ببینید که نامزد شما سوم شده است و قالیباف و جلیلی به دور دوم رفته اند، آیا باز هم برای گشودن روزنه ای کوچکتر و از ترس تاریکی و مرگ ایران، حماسه انتخاب قالیباف را با حضور خود رقم خواهید زد؟ اساسا این مرز برای نه گفتن به رای دادن کجاست که هنوز از آن عبور نکرده ایم؟