ارتباط ما ایرانیان با گذشته فرهنگی و تمدن تاریخی خود - بخش پنجم/ پایانی
( با نگاهی به داستان اسطوره ای اوزیریس و هوروس در مصر باستان )

پس می توان تا اینجای اسطوره اوزیریس و هوروس را چنین بازخوانی و رمز گشایی کرد که : (عشق به فرهنگ و تمدن "ایزیس" می تواند تکه های پیکر بی جان تمدن و فرهنگ گذشته یک ملت را "اوزیریس" که توسط نیروهای تباهی "سِت" و به سبب پیری و نابینایی خود کشته و تکه تکه شده است بازیابد و پس از کشف ویکپارچه سازی این فرهنگ از جوهره آن نسلی جوان و آگاه "هوروس" را تولد بخشد که نه تنها ریشه های خود را می شناسد بلکه به سبب آگاهی و هشیاری خود این توان را داراست که نیروهایی که در طول تاریخ تباهی و آشوب را برای او به ارمغان آورده اند در دل تاریکی و فساد حاکم بر جامعه خود بازشناسد و برای رهایی مردم و جهان خود از نیروهای تاریکی به نبردی پیروزمندانه با اهریمن تباهی برخیزد)

نسل جوانی که اسلحه سرنوشت ساز او در این نبرد، هشیاری و بینایی بر تاریخ گذشته خود در کنار بینش مدرن اوست "چشمان تیز بین هوروس با سر شاهین" ، که سرانجام او را به پیروزی خواهد رساند. این نسل جوان در واپسین گام باشکوه و پرمعنای خود در این سفر قهرمانی، به قلب تاریخ گذشته خود می رود و با رجوع به ریشه های تمدن و فرهنگ خود "پدر/ اوزیریس" را بازمی یابد و با بخشیدن چشمان مدرن خود به این فرهنگ کهن به او بینشی نوین و مدرن می بخشد که تولد دوباره این فرهنگ کهن "رستاخیز اوزیریس" را در پی دارد.

10) داستان اسطوره ای اوزیریس و حماسه هوروس که مهمترین و مقدس ترین داستان مردمان مصر باستان برای هزاران سال به شمار می رفت رمز حیات و تولد دوباره هر ملتی را در خود پنهان دارد. این اسطوره به مدتی بیش از "دوبار طولانی تر از تمام تاریخ مسیحیت" و "کهن تر از تمام تاریخ آیین یهود" نزد این مردمان و در گذر نسلها به عنوان مقدس ترین داستانها حفظ شد.

در پایان این داستان، اوزیریس حکومت جهان را به هوروس باز می بخشد و از آن می گذرد و خود در مقام حامی و در عین حال قضاوت کننده روان درگذشتگان به آسمان صعود می کند که می توان این آخرین بخش از داستان را تعبیری از این دانست که در نهایت جایگاه نهایی فرهنگ کهن یک ملت پس از رستاخیز نهایی ،حکومت زمینی و حکمرانی در جهان امروز نیست، زیرا سرانجام این حکمرانی زمینی همان گونه که در بخش نخستین داستان اوزیریس آشکار می شود چیزی جز پیری و نابینایی فرهنگ نخواهد بود و تنها اضمحلال آن را در فرسودگی ناگزیرش در پی خواهد داشت. در حقیقت فرهنگ کهن "اوزیریس" در رستاخیز پایانی خود با مسلح شدن به بینش مدرنی که توان دیدن اهریمن و شناسایی آن را داراست "چشم چپ هوروس که به اوزیریس هدیه داده است"، با رهایی خود از امر زمینی خود را به جایگاهی بالاتر اعتلا می دهد که گذر نسلها با اتکا به او و قدرت حمایت و قضاوتش از شکست در برابر تاریکی و تباهی مصون خواهند بود و این رستاخیز و رهایی تمدنی که قادر است پیوسته جوان شود از دام چرخه قدرت زمینی، به این فرهنگ نیروی اخلاقی مرجعی می بخشد که هدایت گر، حامی و قضاوت کننده نسلهای گذشته و آینده یک ملت باقی خواهد ماند.

داستان پینوکیو و سفر پایانی او به شکم نهنگ برای نجات پدرنیز روایت دیگری از کهن الگوی نجات پدر توسط قهرمان به عنوان گام پایانی سفر قهرمانی Hero’s Journey است که روایت آن را می گذاریم برای فرصتی دیگر.

آیدین آرتا