انسان تنها موجودی است که می تواند آشوب را که نیروی ویرانگر تمدنهای بشری است به عقب براند و نظم را باز آفریند.او همچنین آزاد است که نظم را به آشوب کشاند و جهان را ویران سازد.می تواند جنگلی در حال خشک شدن را احیا کند و حیوان بیماری را به هستی باز گرداند و با دستان خود گلی بکارد و آن را تا شکفتن آبیاری کند. میتواند از واژه ها شعر خلق کند و از تصاویری که خود می سازد فنتزی و حتی آنها را در جهان حقیقت بازآفریند.ذهن او میتواند رمزهای هستی را بگشاید و با اعدادی که می شناسد،جادوی هدایت یک شیء و حتی گونه خود به سیاره ای دیگر را محقق سازد.انسان نه تنها آن چیزی است که هست بلکه همه آن چیزی است که می تواند باشد. هستی جهان به شکل حیرت انگیزی به روی او برای صعود و تعالی گشوده است؛گشوده برای آگاه تر شدن و آزادتر شدن!

آزادی،آن گوهر یگانه ای است که تخیل و تعالی را در انسان امکان پذیر می سازد.آزادی معنای زندگی نیست؛بلکه یافتن معنای زندگی را میسر می سازد و در این راه فردیت به معنای آنکه در افق خود می توانیم باشیم به معنای زندگی بدل میگردد.ما آزادیم آن بشویم که می توانیم با تحقق خویشتن به آن بدل شویم.

آیدین آرتا