"آنها می توانند با حفظ حقوق شهروندی در آذربایجان بمانند و در جامعه ادغام شوند"

اینها سخنان مقامات دولت آذربایجان در رابطه با هزاران خانواده ارمنی است که راه کوچ و ترک خانه های خود را پیش گرفته اند. تصاویر توضیح بیشتری نیاز ندارند.

مردمان آذربایجان و ارمنستان در نهایت مردم اند و چون همه مردمان دیگر زیبایی و نیکی در آنها کم نیست. ولی چه چیز این سطح از عدم رواداری را میان ما باعث می شود؟

تمام این سیاره جز نقطه آبی کوچکی در کهکشان نیست و مردمانش ناتوان از زندگی در کنار هم در باریکه ای زیبا از مهربانی طبیعت.

ناسیونالیسم قومی بیماری خردسالی کودکی انسان است و ما هنوز بدان دچاریم. چه تصور خامی است باور اینکه خلق دهها سرزمینستان کوچک که با مرزهای زبان و نژاد و قومیت و دین از هم جدا شده اند سعادتی پایدار برای ما خلق خواهد کرد.

به نتیجه آن نگاه کنیم از افغانستان تا پاکستان و آذربایجان و از پنجشیر و کشمیر تا قره باغ گسل‌های کینه و جنگ همه جا بر پاست. هر سرزمینستانی با سرزمینستانهای متخاصمی احاطه می شود که هیچگاه ثباتی پایدار را نخواهند دید.

سالهاست که تلاش می شود ایران را به یک قوم فروبکاهند تا مرزهای ناآرامی و جدایی را در داخل این سرزمین پدید آورند.

ما یک بار در تاریخ این راه را رفته ایم و رویای ایران از اتحاد مردمان فلات قاره ایران خلق شد. ایران نام یک قوم، مذهب و یا زبان نیست. ایران رویای مشترک ما برای پیوستن به جای گسستن است.

اگر ما این رویا را فرو بگذاریم فردایی جز سرزمین‌هایی خرد که با مرزهای دشمنی و اختلاف از هم جدا شده اند برای فردا به میراث نخواهیم گذاشت. من یک ایرانی ام که در چند نسل گذشته خود نیاکانی از آذربایجان و گیلان و اصفهان و قفقاز و گرجستان دارم و زیبایی این سرزمین را نه در خلوص بسته آن بلکه در اتحاد رنگارنگ آن می دانم.

اگر ما بزرگتر از مرزهایمان نشویم از آنها کوچکتر خواهیم شد و این تصاویر تلخ را به تکرار در تاریخ خود خواهیم دید و همه ما هر کجا که باشیم در خود توان تکرار آنها را خواهیم یافت. اگر پیوندی بزرگتر از قومیت و زبان و مذهب با هم نیابیم برای همیشه در هویتی محدود به این عناصر محبوس خواهیم شد.

اگر زبان مشترکی برای گفتگو نداشته باشیم دیری نخواهد پایید که نمی توانیم از دردها و رویاهای خود برای هم بگوییم و به قلبهای هم راه بریم.

آیدین آرتا