آنچه نور می بخشد
باید که سوختن را تاب آورد

وقتی نوشته زیبا و دردناک بانوی شجاع و اندیشمند سپیده رشنو برای توماج صالحی را می خواندم ناخودآگاه این مصرع جاودانه حافظ در ستایش راستی و در حقیقت زیستن را با خود زمزمه کردم:

به صدق کوش، که خورشید زاید از نفست!

و من هربار نوشته ای از سپیده می خوانم ، هر کلمه از نوشته اش را درخشان از این نور راستی می بینم و عجب نام شایسته ای است سپیده برای جانی که چنین از احترام به حقیقت، راستی و خودبودگی نور گرفته است.

سپیده برای توماج نوشته است که : سرانجام روزی در زندگی هر مبارزی فرا می رسد که وقتی همه کف زدنها، روی شانه زدن‌ها و لبخندها تمام می شود و او با تمام تنهایی و دردهای خود تنها می شود این سوال را از خود خواهد پرسید که:

آیا ارزشش را داشت؟

و این سوالی است که شاید این روزها مهدی یراحی، نیلوفر حامدی، الهه محمدی، سعیده شفیعی و نسیم سلطان بیگی و هزاران زندانی در بند دیگر، و صدها جوان آسیب دیده چون غزل رنجکش و کوثر افتخاری و همه دانشجویانی که از تحصیل و اساتید دانشگاهی که از تدریس محروم شدند و هنرمندانی که عرصه هنر و زندگی بر آنان تنگ شد و خانواده هایی که گل های باغ زندگی خود را پس از عمری تلاش برای به بار نشستن در آغوش خود پرپر یافتند از خود بپرسند.

مگر مردم چند نام را شش ماه بعد ، از این هزاران به یاد خواهند داشت؟ مگر چند نفر همچنان علیه فراموشی خواهند نوشت؟ حتی شناخته شده ترین نام‌ها نیز جایی در لحظات سخت زندگی خود با این پرسش گزنده تنها خواهند ماند ... آیا ارزشش را داشت؟
 
و سپیده در جواب به خود تنها از یک چیز مطمئن است. او نمی توانسته خودش نباشد. نمی توانسته با ناراستی زندگی کند.

سپیده برای توماج می نویسد: کاش صدایی در گوشت زمزمه کند که تو تنها نیستی. قدرت همیشه با مردم است و مردم شرافت را تنها نمی گذارند.

سپیده نوشته خود برای توماج را اینگونه به پایان می برد: رؤیا و زندگی در تو ادامه دارد که تو در اسارت هم به بند کشیدنی نیستی. تو آزادی. تو وحشیانه آزادی!

ژان پل سارتر تعریف زیبایی از آزادی دارد با این مضمون که:

"آزادی، آن کاری است که ما با آنچه بر ما روا داشته اند انجام می دهیم! ".

با این تعبیر سارتر از آزادی، تنها کسی بی بهره از آزادی است که هیچ عملی در برابر آنچه با او کرده اند انجام نمی دهد. در چنین باوری آزادترین مردم سپیده ها و توماج ها هستند که هرگز در برابر آنچه بر آنها رفت بی تفاوت ننشستند.

سپیده جان، حق با توست!
"راستی" هرگز تنها نمی ماند زیرا خود برای خود کافی است. ویکتور فرانکل اندیشمند بزرگی که آشویتس را تاب آورد تا اثری ارزشمند چون "انسان در جستجوی معنا" را برای ما به یادگار بگذارد جایی می نویسد:

"آنچه نور می بخشد، باید که سوختن را تاب آورد"

من ایمان دارم که از رنج بزرگ شما و این مردم ، نور تولد خواهد یافت. در سنگینی غلبه این زمستان، از تابستان شکست ناپذیر وجود شما گل های بسیار خواهند رویید و بهار با آنها فراخواهد رسید.

آیدین آرتا