اهورامزدا (که خود به معنای بخشنده نور است)، جهانی کامل یعنی سپنتامینیو را اندیشید و پس از آن در مسیر تحقق آن و حفظ آن از اهریمن، جهان مادی و سپس انسان را به عنوان بزرگترین اسلحه مبارزه با اهریمن با اراده آزاد آفرید.
در اندیشه ی مزدیسنایی، فروهر نوری است که بین اهورامزدا و انسان مشترک است. انسان هربار باززاده میشود و به آن نور برمیگردد تا بتواند با اهریمن مبارزه کند و پس از مرگ به فروهرش بازمیگردد و تجربیاتی که از مبارزه با اهریمن کسب کرده را به آنجا میبرد و هربار که متولد میشود داناتر و کاملتر است و به فروهر خویش نزدیکتر میگردد.
نخستین انديشه ای که انسان را نور تجسم یافته میداند، اندیشه ی مزدیسنایی است و در عمق آن این باور وجود دارد که در وجود انسان نوری است که به سمت آن حرکت میکند و هنگامی که به آن نور میرسد همان سیمرغ است که باززاده میشود ؛ آن فردیت تکامل یافته ای است که در درون هر انسانی وجود دارد و وقتی محقق میشود، فاصله ای بین انسان و آن نور بزرگ وجود ندارد. به همین دلیل است که در اندیشه ی مزدیسنایی وظيفه ی انسان نجات جهان و ایستادن در کنار نور است.
این باور که جهانی فراتر از جهان مادی وجود دارد که همه چیز در کمال خود است،
و به همین دلیل انسان پلی است میان آنچه که هست و آنچه که میتواند باشد،
در تمام گستره ی افلاطونیان تاریخ هم دیده میشود.
لینک دسترسی از کانال یوتیوب "گام هایی در روشنایی" :
https://youtu.be/sJYDGubzycE
لینک ویدیوی اصلی و کامل از کانال یوتیوب دکتر آرتا:
https://youtu.be/xaf-0HCaXJk
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر