اگر تصمیم به شنیدن این فایل صوتی دارید پیشنهاد من این است که ابتدا متن زیر را بخوانید.
چندی است که من این افتخار را دارم که در کنار گروهی از دوستان در جلسات کتاب خوانی و تحلیل محتوایی شرکت کنم که با همت این دوستان مدتی است که در جریان است و از نوع خود کاری فاخر و ارزشمند است.
تمرکز موضوعی این جلسات متنوع است ولی برای مدتی تصمیم بر این است که آثار و اندیشه های دکتر سید جود طباطبایی مورد بررسی قرار گیرد. همانطور که اغلب شما می دانید جواد طباطبایی پژوهشگر برجسته تاریخ و اندیشه سیاسی ایران بود که سال گذشته پس از سالها تحقیق و پژوهش سرشار از عشق و تعهد به فرهنگ و اندیشه ایران زمین درگذشت.
کتابی که از ایشان موضوع بررسی است "تاریخ اندیشه سیاسی در ایران" است که از مهمترین آثار ایشان به شمار می آید.
طباطبایی در این فصل از کتاب به این اشاره می کند که پس از اسلام و با غلبه اعراب و سقوط امپراطوری ساسانی سه سنت اصلی در سپهر اندیشه سیاسی ایران به وجود آمد.
1) نخست جریانی که شریعت نامه نویسی پیشه کرد و تلاش کرد از متن قرآن و احادیث و متون فقهی به طور مستقیم اندیشه سیاسی استخراج کند
2) دوم سیاست نامه نویسانی چون خواجه نظام الملک که تلاش کردند اندیشه ایرانشهری پیش از اسلام و متون دینی و اسلامی را با هم ترکیب کنند
3) فلسفه سیاسی که فارابی نماینده آن است که تلاش می کند از فلسفه و متافیزیک و روشهای فلسفی، اندیشه سیاسی استخراج کند تلاشی که به باور طباطبایی با فارابی آغاز و پایان یافت و هرگز شکلی ادامه دار در اندیشه سیاسی ایران زمین نیافت.
به باور طباطبایی این خواجه نظام و سیاست نامه اوست که حامل اندیشه سیاسی ایرانشهری است که در عمل نیز موثر واقع می شود و نه فارابی که هرگز تداومی نمی یابد. این از این منظر مهم است که آنچه در این عصر می گذرد تولد می بخشد به تاریخ سیاسی قرنهای بعد که در نهایت به زوال اندیشه سیاسی در ایران منتهی می شود.
در این صحبت کوتاه من نقد و پرسشهایی را از این تحلیل دکتر طباطبایی طرح می کنم زیرا که به باور من آنکه حامل حقیقی اندیشه ایران است فارابی است و نه خواجه نظام الملک و در حقیقت راهی که نظام الملک آغاز می کند همان است که به صورت نتیجه ای طبیعی قرنها بعد به اندیشه سیاسی صفویه و سرانجام اندیشه ولایت فقیه منتهی می شود.
آیدین آرتا
دسترسی یوتیوب:
https://youtu.be/qUniU0B78bw
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر