اغلب ما با واژه ها و معنای آنها با حسی از تضاد و درگیری برخورد می کنیم. ما اغلب یا "این" هستیم و یا "آن" و تقریبا همیشه هم از این و آن بودن خود مطمئنیم و با حرارت از آنچه می اندیشیم و آنچه هستیم دفاع می کنیم.

روانکاوانه اندیشیدن( سایکوآنالیتیک) ، روشی متفاوت برای اندیشیدن است بدین معنا که وقتی سوی روشن باوری که در تضاد با باور ماست را ببینم ،تنها پس از درک حقیقی سوی روشن آن دوباره به سایه آن باور متضاد بنگریم تا بتوانیم سایه هر اندیشه را از نور آن تشخیص دهیم و میان سایه اندیشه ی خود و سایه اندیشه مقابل خود و نور هر دو اندیشه، دیالکتیکی سیال برای رسیدن به درکی پیچیده تر از مفاهیم در ذهن برقرار کنیم.

شاید نخستین اصل خ‍ِرد این است که هیچ چیز را از پرسش خود در امان نگذاریم به ویژه آنچه را که کاملا به درستی آن اطمینان داریم، ولی سطح بالاتر دانایی شاید این باشد که با همه چیز موافق باشیم حتی آنچه مخالف ماست تا باز در سطحی بالاتر ،سایه های واقعی جهان را با دقت بیشتری ببینیم و با شهامت به نبرد با آنها بر خیزیم تا سوی روشن اندیشه ها،انسانها و جهان را همزمان نجات دهیم و این تعریف من از عشق است.

آیدین آرتا