ادامه ...

در سالهای گذشته و با نابودی طبقه متوسط ، حاکمان، خود آن سه درصد بالا را تصاحب کردند و پایگاه اجتماعی خود را از طبقه متوسط به جمعیت 60 درصدی طبقه محروم جامعه جابجا کرده اند.

پرسش من از کنشگران سیاسی تحول خواه این است که با توجه به گستردگی طیف های اجتماعی و خواستهای بسیار متفاوت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آنها شما کدامین فرهنگ سیاسی را خلق و درونی کرده اید که بتوانید توازن، رواداری، دیگر پذیری و اصول بنیادین یک جامعه متنوع و متکثر را در فردای ایران تحقق بخشید.

جدا از شعارهای سیاسی و تکرار شعار "اینها باید بروند" شما چه گفتمان دیگری که بتواند نه تنها اکثریت جامعه را متحد سازد، بلکه در فردای تغییر بتوان به بلوغ و شایستگی آن برای گذار به جامعه ای آزاد اطمینان کرد؟

دهها مطالعه مدون در حوزه تحقیقات اجتماعی وجود دارد که نشان می دهد در صورتی که یک نیروی سیاسی بتواند %3 از جامعه را به شکلی سازمان یافته رهبری کند ، خواهد توانست یک مقاومت مدنی منتهی به پیروزی را در جامعه خود خلق کند.
پرسش من این است که تصور شما از نیروهای پایه نظام حاکم که باوری عمیق و ریشه دار به ریشه های آن دارند چیست؟
آنها را چند درصد جامعه می بینید؟

چگونه خواهید توانست از راه باریک پیروزی بر استبداد عبور کنید و ملت خود را به آزادی و فردایی بهتر رهنمون شوید بدون آنکه انعطاف پذیری و درکی عمیق از فرهنگ سیاسی در مواجهه حتی با دشمن مخالف خود نداشته باشید؟

پیشنهاد من این نیست که توقف کنیم و یا ناامید شویم. پیشنهاد من این است که افق درک خود از مبارزه برای تغییر را گسترش دهیم. میدان این مبارزه تمام جامعه ماست.

هر کنشگر اجتماعی، هر فعال حقوق مدنی و هرکسی که در هر جای ایران کفه این ترازو را به نفع قدرتمندتر شدن جامعه مدنی تغییر می دهد ، در حال مشارکت در فرایندی است که توسعه فرهنگی و سیاسی را امکان پذیر می سازد و هر کنشگری که دامنه همسنگران خود را در این مبارزه تاریخی برای آینده ایران، به دورترین نقطه از باورهای سیاسی خود توسعه می دهد در حال خلق آن فرهنگ سیاسی است که آزادی، عدالت و تحقق جامعه مدنی را در فردای تغییر که فرا خواهد رسید تضمین می کند.

این گفتگو ادامه دارد ....

آیدین آرتا

(متن کامل گفتگوی سوم با عنوان "راه باریک آزادی" در سه پست منتشر شده است برای مطالعه کامل از پست نخست شروع کنید)