ادامه (صفحه دوم) 👆🏼
عدالت نمی تواند آنقدر محدود باشد که میان "ما" و "دیگران" معنا یابد. عدالت باید "ما" و "دیگران" را در خود در مسیر جهانی بهتر قرار دهد. عدالت تنها با بالاتر ایستادن از خشم و میل به ویرانی در برابر ویرانی و مرگ در برابر مرگ است که امکان تحقق می یابد.
حماس به نام عدالت، صدها انسان بیگناه را به دام مرگ کشید و اسرائیل به نام عدالت هزاران انسان بیگناه را به مسلخ مرگ می برد. هرکس که تلاش کند مرز میان خیر و شر را میان این دو قرار دهد، ناچار است که خود را بر نیمی از حقیقت کور سازد.
آیا کشتار صدها زن و مرد در کنسرت موسیقی ترنس نووا توسط نیروهای حماس گامی در مسیر عدالت بود؟
آنچه دردناک است این است که بسیاری از شرکت کنندگان در این جشنواره که با موضوع عشق و صلح برگزار شده بود فعالان صلح اسراییلی بودند.
گفتن روایت آنها که در آن روز کشته شدند روایتی طولانی است که خارج از توان این مقاله است ولی تنها به یک نمونه اکتفا می کنم و آن مرد جوانی است با نام هاییم کاتسمن که دکترای روابط بین الملل با موضوع نزدیکی های تاریخی اعراب و یهودیان داشت و فعال صلح و مخالف سرسخت سیاستهای اسراییل در سرزمینهای اشغالی بود و عضو جنبشی در اسراییل بود با نام "حضور برای محافظت" از مردم فلسطین. از سوی دیگر اسراییل تا امروز در کنار کشتن چهارتن از رهبران حماس با نام انتقام صدها هزار نفر را بی خانمان کرده و هزاران کودک و زن و مرد بی گناه را در مسیر این انتقام به کام مرگ فرستاده و هزاران خانواده را با درد و رنجی غیر قابل توصیف برای باقی زندگی خود باقی گذاشته است. گویی حماس گروهی از افراد است که اگر نابود شوند همه چیز برای اسراییل حل خواهد شد. انگار نه انگار که همین رهبران هم چند دهه پیش کودکان و جوانانی بودند که شاید در جهانی متفاوت می توانستند زندگی متفاوتی داشته باشند.
نتیجه عدالتی که هر دو سو جستجو می کنند تنها باری سنگین از نفرت، فاصله و انتقام است که بر دوش نسل بعد قرار می دهند. و هر نسلی تنها سوختی برای ادامه این چرخه بیهوده جهل انسانی خواهد شد مگر آنکه بتواند تصویری بزرگتر از عدالت در جهان خود ترسیم کند.
تصویر بالا تصویری از گروهی از زنان مامای اسراییلی و فلسطینی است که در سال 2017 در کنار هم جمع شدند و برای صلح پیمان بستند. فرزندان آنها در کنار هم در اولین ملاقات بازی کردند و در کمتر از نیم ساعت دوست شدند. دو زنی که این دیدار را تدارک دیدند عایشا بانوی فلسطینی از غزه بود که به یاد می آورد چگونه با پدر و مادرش در جنگ 1967 در غاری بدون آب و غذا پنهان شدند ، در حالیکه پدر ییفتا بانوی اسراییلی که به همراه عایشا این دیدار را تدارک دید در همان جنگ می جنگید. آنها از مرزهای کوچک جهان پدران و مادران خود فراتر رفتند.
هزاران تجمع و تظاهرات در جهان برای پشتیبانی از یک سوی این درگیری برگزار شده است. در گاه خشمی چنین فراگیر سخنان امثال من و شاید شمایی که در بهت و سکوتی غم انگیز نظاره گر این جهان دیوانه در این چند هفته بوده اید حاشیه ای بر متن جنونی است که گسترده تر از آنی است که بتوان تاثیری عمیق برآن داشت ولی می توان به بار مسئله نیفزود و حتی اگر شده اندکی بر وزن راه حل برای نسلهایی که پس از ما خواهند آمد افزود.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر