ادامه (بخش پنجم /5 از نوشته ویروس کورونا، حقایقی که باید بدانیم و آنچه توان انجام آن را داریم)
حقیقت این است که مهم نیست کجای دنیا باشیم. چیزهای زیادی در رابطه با ویروس کورونا وجود دارد که هنوز نمی دانیم. درصد دقیق مرگ و میر این ویروس در دراز مدت ، احتمال ابتلای مجدد، جهش احتمالی ویروس، میزان پیشرفت در تولید واکسن برای این ویروس هنوز روشن نیست. ما به طور مثال در رابطه با انفلونزا یا آنرا گرفته ایم و نجات پیدا کرده ایم (و گاهی بارها در طول زندگی به آن مبتلا شده ایم) و یا دیگران را دیده ایم که به این ویروس مبتلا شده اند و نجات یافته اند. ما در مجموع با ریسکهای کنترل شده و آشنا به مراتب بهتر کنار می آییم و این در مورد تمام انسانها هرجا که باشند وجود دارد زیرا ریسکهای کنترل نشده ما را در آشوب مطلق قرار می دهند و ریسکهای کنترل شده به ما امکان می دهند که در مرز نظم و آشوب بایستیم.
نکته دیگر این است که بخشی از ذهن ما به گونه ای عمل می کند که همیشه از آنچه ناشناخته است بیش از شناخته وحشت داریم و به همین دلیل بیشتر بر آن تمرکز می کنیم و ریسکها و خطرات آن را پررنگ تر می بینیم. در حال حاضر تمام تمرکز جهانی بر ویروس کورونا قرار دارد زیرا ناگهان از ناشناخته ظهور کرده است و خطری نوظهور است ولی گذشت زمان و شناخت بیشتر آن این تمرکز را کاهش خواهد داد و ما یادخواهیم گرفت که چگونه با خظرات و ریسکهای این بیماری کنار بیاییم همانگونه که برای هزاره ها چنین کرده ایم.
پذیرش خطرها و رنجها همیشه نخستین گام بزرگ در غلبه بر آنهاست و این خطر بزرگ نوظهور نیز جدای از این قانون کلی نیست. حتی اگر تمام انچه در بالا نگاشته شده به تحقق بپیوندد معنای آن این است که ما باید خود را برای زیستن در کنار ویروسی که آمده است در کنار ما چون آنفلونزا بماند آماده کنیم با این تفاوت که در سطح فردی اگر پیشتر یک دهم درصد امکان داشت که مغلوب ویروس آنفلونزا شویم این بار احتمال دارد که یک تا سه درصد مغلوب این ویروس جدید (کورونا) شویم ولی امکان پیروزی تک تک ما همچنان بیش از 97 درصد است اگرچه با گذشت سن و بیماریهای مزمن این احتمال کمتر می شود ولی حتی در وضعیت فعلی احتمال بهبود از این بیماری حتی در سن بالای هشتاد سال بیش از هشتاد و پنج درصد است.
آنچه ما را از لحاظ روانی از پا می اندازد تمرکز بر آن امکان اندک در سطح فردی است که در سطحی اجتماعی و جهانی هر روز با نام مرگ گزارش می شود و این امکان وجود دارد که به زودی این عددها را بسیار بزرگتر و مهیب تر ببینیم. این بدان معنی نیست که صدها هزار مرگ احتمالی پیش رو بی اهمیت است و یا به من و شما مربوط نیست بلکه به این معناست که در سطح فردی آنکه امکان پیروزیش بیش از 97 درصد است با امید و اراده بر می خیزد تا در سطح اجتماعی نیز بر آنچه حیات اجتماعی را تهدید می کند پیروز شود.
چنین لحظاتی برای همه ما آزمونی بزرگ است. گاهی تمرکز ما تنها بردن در یک بازی است ولی در عرصه بازیهای زندگی هوشمندانه ترین عملکرد تمرکز بر روشی است که در طولانی مدت ما را در بازیهای بیشتری به پیروزی می رساند.
هیچ چیز چون ایستادن در کنار راستی و درستی، یک جامعه را در طولانی مدت در مسیر پیروزی قرار نمی دهد. راستی به ما این امکان را می دهد که درک درستی از شرایط داشته باشیم و امکانات خود را به شیوه ای موثر بسیج کنیم. شاید مدیران اجتماعی تصور کنند که چیزی به نام دروغ مصلحت آمیز وجود دارد و حقایقی که باید آنها را پنهان داشت ولی تاریخ بارها و بارها این را نشان داده است که این روش تنها به فاجعه منتهی می شود. حقیقت را همیشه با زبان راستی گفتن یعنی در برابر مردم خود ایستادن و گفتن از عمق بحرانی که پیش روی ماست و در همان حال به آنها این اطمینان را دادن که در کنار هم می توانیم بر این بحران غلبه کنیم.
دروغ و مسئولیت ناپذیری در آستانه بحرانهای جدید همان چیزی است که بذر بزرگترین فاجعه ها را در خود حمل می کند. چنین عملکردی است که طوفان نوح را در پی خواهد داشت زیرا آشوب را از مرز کنترل اجتماعی خارج خواهد کرد و شیرازه همبستگی اجتماعی را از هم خواهد پاشید.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر