3)———>چندی پیش دوستی که دستی به قلم دارد و می نویسد در استتوس فیس بوک خود با گلایه از اینکه کسی نوشته هایش را نمی خواند جمع دوستانش را خطاب قرار داد و نوشت که تصمیم دارد یک خانه تکانی در دوستان فیسبوکش انجام دهد و تنها کسانی را که خواننده نوشته های او هستند (به این معنا که حداقل بعضی از آنها را لایک می کنند) در جمع دوستانش نگاه دارد و اگر کسی با آنچه برای او ارزشمند است ارتباطی ندارد و نوشته هایش را نمی خواند (نوشته های ایشان را لایک نکرده است و یا کامنتی نمی گذارد) آنها را حذف کند.
خواندن این بیانیه تهدید به اخراج که خوشبختانه شامل من نمی شد من را به این فکر واداشت که چرا بعضی از ما تا این حد لایکهای دیگران را جدی می گیریم؟ این لایکها حقیقتا چه معنایی دارند؟ جالب است که همه ما فکر می کنیم اگر دیگران عکسها و یا مطالب ما را دوست داشته باشند به معنای این است که عکس و یا مطلب ما ارزشمند است ولی در اغلب موارد خود ما عکسها و مطالب دیگران را تنها به این دلیل لایک می کنیم برای اینکه فکر می کنیم این "رفتاری درست" است. جالب نیست که بخشی از ما باور می کند عکسها و پستهای ما جذاب تر و ارزشمند تر از دیگران است و به همین دلیل لایکهایی که ما می گیریم کاملا صادقانه و بازتاب ارزش درونی ما و مطالب ماست؟
به نظر شما اگر نیچه در قرن بیست و یکم زندگی می کرد چند دوست در صفحه فیس بوکش داشت و چند لایک برای نوشته هایی که به اشتراک می گذاشت می گرفت؟ هگل چطور؟ چقدر این لایکها اهمیت داشتند؟ جالب است که بدانیم نیچه عمده نوشته هایش را با هزینه شخصی منتشر ساخت و تنها پس از مرگش بود که بسیاری از نوشته هایش با اقبال مواجه شدند. او در توصیف تنهایی خود و مقایسه آن با هگل می گوید که وقتی هگل در بستر مرگ بود تنها یک نفر بر بالین او حاضر بود و هگل به آن یک نفر گفت که تنها تو فلسفه مرا فهمیدی و تو هم نفهمیدی! و با طنزی تلخ پیش بینی کرد که بر بستر مرگ او حتی آن یک نفر هم حاضر نباشد!
ولی به راستی چه اهمیتی داشت چند نفر او را در آن روزها لایک می کردند؟ این خود اوست که به ما می گوید ارسطو زمانی گفت تنها دو موجود از تنهایی لذت می برند خداوند و هیولاها ولی به باور من (نیچه) گروه سومی نیز هستند که ترکیبی هستند از این دو: فلاسفه! چند نفر اندیشمند بزرگ دیگر را با سرنوشتی مشابه نیچه، هگل، اسپینوزا، پاسکال و یا روسو می شناسید؟
هر نویسنده ای می نویسد تا خوانده شود. من هم می نویسم تا خوانده شوم و مایلم از شما که تا اینجای این نوشته را خوانده اید و تنها یک لایک و یا ویو به این نوشته بدون خواندنش اضافه نکرده اید تشکر کنم. ولی به راستی اگر ما می نویسیم، نقاشی می کنیم، عکس می گیریم و یا قطعه ای موسیقی خلق می کنیم برای چه کسی این کار را انجام می دهیم؟ من پیوسته به خود یادآوری می کنم که من می نویسم چون نوشتن را از ننوشتن و سکوت ارزشمندتر می دانم. فراتر از آن .. این آن کسی است که من هستم ولی من همچنین می نویسم تا بخشی از گسترش حقیقتی باشم که در قلب خود به درستی آن ایمان دارم ولی در این راه من برای شماره ها نمی نویسم. من برای "یک نفر" ها می نویسم. همان یک نفرهایی که می خوانند و یا روزی خواهند خواند.
من حتی فعالانه تلاش می کنم مخاطبان خود را گسترش دهم ولی نه به دلیل اینکه عدد مخاطبان به تنهایی معنایی دارد بلکه به این دلیل که به من و آن یک نفرها امکان بیشتری می دهد تا یکدیگر را پیدا کنیم. چندی پیش ایمیلی دریافت کردم که در آن پیشنهاد شده بود می توانم با پرداخت هزینه ای ممبر Member و ویو View فیک به صفحه تلگرامم اضافه کنم و حتی لیست قیمتی به این صورت ضمیمه شده بود که به ازای هر هزار ویو و یا هر هزار عضو هزینه مشخصی برای پرداخت وجود داشت! باور می کنید ما در جهانی زندگی می کنیم که دروغ در آن خود به شغل و تجارتی قابل معرفی و بازاریابی تبدیل شده است؟! من برای صاحب این تجارت شریف نوشتم که حاضرم با او معامله کنم اگر او به جای این اعداد پر از صفر تنها یکی از آن "یک نفر" هایی را که جستجو می کنم برای من بیابد.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر