2
برای درک بهتر معنای جهش کیفی Qualitative leap و یا جهش ایمان leap of faith باید در نظر گرفت که شاید هر یک از ما در جایی از زندگی چنین جهشی را صورت داده باشیم و یا کسانی را بشناسیم که چنین زندگی کرده اند. چنین مثالهایی بسیار شخصی هستند و بیان آنها دشوار زیرا هر گذشتن از خواسته ای جهش ایمان نیست. اگر این گذشت و قربانی در راه وظیفه ای باشد که برای خود تلقی می کنیم و یا بر دوش ما گذاشته شده است، ما در نهایت شوالیه تسلیم Knight of infinite resignation خواهیم بود و چنین عملی جهش ایمان تلقی نمی شود. شبیه پدری که از داشتن اوقات خوش برای خود می گذرد و تا دیر وقت شب کار می کند زیرا برای خود وظیفه ای در برابر خانواده اش متصور است و یا فرد مذهبی که به همسایه فقیر خود به دلیل وظیف ای که باور دینی بر دوش او گذاشته است کمک می کند. این به معنای بی ارزش بودن این کارها نیست. زندگی در حوزه اخلاقی Ethical Sphere در نگاه کیرکگارد ارزشی والاتر از زندگی در حوزه لذتها و Aesthetic sphere دارد ولی توصیف جهش ایمان امری متفاوت از گذشتن از لذتهای زندگی در راه وظیفه اخلاقی است.
جهش ایمان را کیرکگارد Qualitative leap یا جهش کیفی توصیف می کند برای اینکه این جهش چیزی در کیفیت کسی که هستیم را متحول می سازد و دچار جهش می کند. مانند جهش از H2 و 0 به آب که تنها یک ترکیب نیست بلکه ماهیت این عناصرهستیم را متحول می سازد.
به طور مثال شما کارمند یک اداره هستید و پیشرفت در آن اداره برای شما بسیار مهم است و همچنین به حقوق آن برای گذراندن زندگی خود نیازمندید. در همان اداره به یکی از همکاران شما ظلمی آشکار می رود و مثلا شما می دانید که به دلیل عدم پذیرش انجام کاری غیر اخلاقی و با ایجاد پاپوش در معرض اخراج قرار دارد. اگر تصمیم بگیرید آشکارا از کسی که مورد ظلم قرار گرفته است دفاع کنید، آنچه اینجا میان خواسته های قلبی شما (تامین مالی و پیشرفت شغلی) و آنچه باید انجام دهید قرار می گیرد تنها منحصر به گذشتن از خواسته قلبی نیست بلکه شما اگر بلند شوید در عمل خود ا به تاریکی ناشناخته ای پرتاب کرده اید که در آن می تواند هر اتفاقی بیفتد که شاید تنها محدود به گذشتن از خواسته شما نشود، اگر آنچه در برابر آن می ایستید قدرتی بزرگ و فاسد باشد ممکن است شما زندگی و حتی خانواده خود را در خطر قرار دهید. چنین گذشتنی متضمن ایجاد جهشی کیفی در بودن شماست و می توان ان را جهش ایمان Leap of faith نامید.
و یا تصور کنید که شما دانشجوی تخصص روانپزشکی هستید و با تمام عشق این را بر گزیده اید و چند سال از زندگی خود را در این مسیر گذاشته اید ولی به نقطه ای می رسید که در می یابید سیستمی که قرار است به آن ملحق شوید بر اساس ارزشهایی عمل می کند که ارزشهای شما نیست. درمان بیماران با دوز بالای داروهای انتی سایکوتیک و فقدان نظام سایکوتراپی و پوشش اجتماعی و ... هیچکدام چیزی نیستند که در مسیر آنچه شما تصور می کردید قرار دارند. رها کردن دوره تخصص نه تنها به معنای نابودی همه تلاشهای گذشته شماست بلکه وضعیت شغلی و اجتماعی شما را دچار بحرانی جدی می کند. چنین عملی متضمن جهش در تاریکی ناشناخته است.
ممکن است تصمیمی متفاوت بگیرید که بمانید و برای تغییر این سیستم مبارزه کنید که ان نیز متضمن یک جهش خواهد بود. پس همانطور که می بینید این عمل نیست که وقوع "جهش ایمان" را تعیین می کند بلکه این تحقق دو اصل است که شما را به مبارز ایمان / شوالیه ایمان به تعبیر کیرکگارد ارتقا می دهد. 1) گذشتن از لذت و حتی مسئولیت و وظیفه در مسیری ارزشی والاتر 2) جهش در ناشناخته با تصمیمی که مبنای آن ایمان به حقیقتی والاتر و شخصی است است که شما حاضرید برای آن زندگی کنید و حتی از زندگی بگذرید.
تفاوت میان شوایه تسلیم Knight of infinite resignation وشوالیه ایمان Knight of faith را ما ایرانیان به شکلی درونی درک می کنیم زیرا این تفاوت ایمان محمد غزالی و حسین حلاج، و تفاوت ایمان خواجه نصیر طوسی و ناصرخسرو و تفاوت ایمان خواجه نظام الملک ها و و امثال صلاح الدین ایوبی ها و ایمان پرشور و عاشقانه سهروردی هاست. چنین ایمانی که سرشته از شور و عشق است از جنس باور نیست و جای آن نیز در سر نیست و از همین روست که کسانی که جهش در چنین ایمانی را برگزیده اند بی سر عروج می کنند.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر