103- تبارشناسی اندیشه آزادی (1-2)
آیزایا برلین و دو مفهوم آزادی
چندی پیش من قسمت اول (مقدمه) مجموعه ای را بر روی صفحه قرار دادم با عنوان تبار شناسی اندیشه آزادی که در صورت تمایل می توانید این فایل تصویری کوتاه را که معرفی این مجموعه بود از بخش Shared Media کانال دریافت و مشاهده فرمایید.
در ادامه ، بخش دوم این مجموعه را که در زیر تقدیم می شود با آیزایا برلین شروع کرده ام و دو تعریف برلین از آزادی مثبت و منفی.
نیچه در کتاب تبار شناسی اخلاق به باور من به درستی بیان می کند که مفاهیمی که تاریخ دارند را نمی توان تعریف کرد بلکه تنها می توان سیر تکوین مفهوم آنها را در طول تاریخ مطالعه کرد تا درکی تاریخی از این مفاهیم یافت که می تواند به درکی عمیقتر از آن مفهوم و همچنین روند تکامل آن نیز منتهی شود.
پس آزادی را نیز به عنوان یک مفهوم تاریخی نمی توان تعریف کرد ولی می توان روند تکامل تاریخی این مفهوم را مطالعه کرد زیرا این مفهوم و تعریف آن بارها در تاریخ فلسفه به چالش کشیده شده است و مطالعه این تکامل کاری است که من در این مجموعه بنا به انجام آن دارم
ما در این بررسی سیصد سال اندیشه آزادی را در غرب مورد مطالعه قرار می دهیم و با تمرکز بر سنت لیبرالیسم کلاسیک انگلوساکسون در نخستین بخش به آرا و اندیشه های آخرین فیلسوف آزادی در قرن بیستم آیزایابرلین که می توان او را به عنوان یکی از آخرین فلاسفه بزرگ کلاسیک لیبرال و در حقیقت پلی میان لیبرالیسم کلاسیک و نئولیبرالیسم دانست آغاز می کنیم و در قسمتهای بعدی به نیمه قرن هفدهم و توماس هابز باز می گردیم و با اثر بسیار تاثیر گذار او ادامه خواهیم داد و سپس اندیشه و آثار جان لاک و روسو را در قرن هفدهم و هجدهم و پس از با جرمی بنتام و در نهایت جان استوارت میل را در قرن نوزدهم مورد بررسی قرار خواهیم داد.